عشق مانند جنگ است آسان برای شروع مشکل برای پایان غیر ممکن برای فراموش کردن !
هیچ وقت از دوست داشتن انصراف نده حتی اگه کسی بهت دروغ گفته باشه بازم بهش فرصت بده چون روزی فرا می رسه که خودت محتاج فرصت دادن دیگران می شی !!!
هیچ کدوممون نمی تونیم به دلمون یاد بدیم که هیچ وقت نشکنه ! ولی حداقل می تونیم بهش یاد بدیم که وقتی شکست لبه ی تیزش دست اونی رو که شکستتش رو نبره ...
یکی بهم گفت آدم توی عاشقی مثل سیگار باشه ! گفتم چطور ؟! گفت سیگار با اینکه می دونه آخرش زیر پا لهش می کنن ولی بازم تا آخرش به پای آدم می سوزه !!!
یه نفر یه جایی همه ی رویاهاش لبخند توا و زمانی که به تو فکر می کنه احساس می کنه که زندگی واقعا با ارزشه ... پس این حس و ازش نگیر !
اگه کسی رو دوست داشته باشی نمی تونی تو چشاش زل بزنی نمی تونی دوریشو تحمل کنی نمی تونی بهش بگی چقدر می خوایش نمیتونی بهش بگی چقدر بهش نیاز داری ... واسه همینه که عاشقا دیوونه می شن !
مرگ از زندگی پرسید : آن چیست که باعث می شود تو شیرین و من تلخ جلوه کنم؟ زندگی لبخندی زد و گفت : دروغهایی که در من نهفته است و حقیقتی که تو در وجودت داری !
مهربانم تو بگو بعد از تو از کدام دریچه ی آسمان به تماشا بنشینم و با کدام واژه عشق را معنا کنم ؟ بی تو همه ی فصلها خاکستری و همه ی ستاره ها خاموشند. کیفر شکستن دل من چند جاده غربت و چند آسمان تنهایی است باور کن من هنوز هم به قداست چشمان تو ایمان دارم برای او که وسط قلبش اندازه ی تمام عاشقانه های روی زمین است .
اگه همخونه می خوای "من" اگه دیوونه می خوای "من" بیا باهم باشیم کاشکی چشمات مال من بود تو سرت خیال من بود مثل من که آرزومی آرزوت مثال من بود.
کاش ای تنها امید زندگانیم می توانستم فراموشت کنم !
با اشک شوقی بر جاده ی قلبت قدم نهادم و پرچم عشق را در بلندای آن قرار دادم تا هوا خواهانت بدانند که تیر عشقت بر قلبم نشسته است ...
چه بی تابانه می خواهمت ای دوریت آزمون زنده بگوری
از دور گل سرخی دیدم توجهم را به خود جلب کرد جلو رفتم بو کردم و با دقت گلبرگهایش را نگریستم عاشقش شدم هر چه بیشتر نگاهش می کردم بیشتر عاشقش می شدم
آن لحظه که در کلبه ی تنهایی خویش چشم به در دوخته بودم تو آمدی و غم و اندوه را از بین بردی .
آن شب که ماه کامل است به راحتی می توانم عکس تو را در آسمان ببینم .
بی تو زندگی تلخ تر از شرمی است مستمر کدام اندوه ات را بگردم ؟ نبودنت یا در بند بودنت را ؟
نمیدانم تو از کجا وارد دنیای آبی قلبم شدی آمدی تا به من بگویی که عشق در گرو محبت و محبت در گرو لبخند توست .
لبخند تو خلاصه ی خوبیهاست ! شیرین ترین لبخندت را برای لحظه ی دیدار نگه دار و من هم زیبا ترین غزلم را برای شب شعر چشمانت نگه داشته ام .
چند صباحی است که دل را معبد عشقت نهادم و از فراسوی فاصله ها نگاه مهربانت را بر خود خریدم روزگاری بود که تنهاییم را با مرغان آسمان تقسیم می نمودم و همراه با بارش باران دل تنهایم را نوازش می کردم تا اینکه نامت را شنیدم و همانا عشق بزرگت را با دنیای تنهاییم تعویض نمودم مهربانا اگر روزی یاد من در قلبت از بین رفت شکایتی ندارم زیرا یاد تو را با خود همراه خواهم کرد .
ای کاش می دانستم پس از مرگ من چه کسی اولین اشک را خواهد ریخت و آخرین کسی که مرا از یاد خواهد برد کیست ؟!!!
هر کس که گفت بهر تو مردم دروغ گفت من راست گفتم که برای تو زنده ام !
ای کاش از روز اول نمی دیدمت و از شراره های بی رحمانه ی نگاهت نمی سوختم !
افسوس که در نگاهت سوختم و در آرزوی دومین نگاهت خاکستر شدم !
تا تو می خندی به رویم با نگاه سبز وحشی زندگی را با همه بی اعتباری دوست دارم .
عشق راز پنهان تمدن و شعر سر مکتوب انسان است .
ای عشق تو کدامین قله ی بلند پیروزی رافتح کرده ای که اینچنین پر غروری ؟!
مهربانم ای تک ستاره ی آسمان زندگیم و ای تنهاترین بهانه برای زنده ماندنم از صمیم قلب دوستت دارم .
ای کاش بهای دیدنت جان بود تا با تیغ عشقت خود را قربانیت می کردم .
ای کاش قطره اشکی بودم که از روی چشمانت زاده می شدم بر روی گونه هایت زندگی می کردم و بر روی لبانت جان می سپردم .
عشق حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد عشق آن نیست که لب تاقچه ی خاطره ها از یاد من و تو برود .
ای رویای زنده ی من تو یک فرشته ی مجسمی برای من .
امان از آن زمانی که قلب عاشقی گرفتار خزان یک جدایی شود .
ای کاغذ سفید که سنگینی بارها و دردهایم را به دوش می کشی بار دیگر به رویت برایش می نویسم که چقدر دوستش می دارم .
گویند که شیشه ها هیچ احساس ندارند ولی وقتی روی شیشه ی بخار گرفته ی اتاقم نوشتم " نمی دانی چقدر دوستش می دارم " بارها گریه کرد .
اگر زیستن را دوست می داشتم در تولدم نمی گریستم .
عشق تنها مرضی است که بیمار از آن لذت می برد .
چون غروب خیلی قشنگه تو خود خود غروبی چی بگم قحطی واژه ست هر چی هستی خیلی خوبی .
نمی دانم هنگام فراق و غربت بگریم یا بخندم ولی با اطمینان از فرسنگها فاصله ها به تو می گویم که عزیزم یادت همیشه در ذهن من خواهد ماند و تا همیشه دوستت دارم .
وقتی که تو را دیدم بذر عشق در قلبم کاشته شد با محبت آن را آبیاری کردم و با لطافت آن را نورانی کردم و اینک عشقت در قلبم سر به فلک کشیده و جوانه های خاطره را به میوه های آرزو سپرده من با دستان انتظار میوه هایت را می چینم و لبریز از امید فریاد می کشم تک درخت عشق و امید و آرزوی من با تمام وجود دوستت دارم .
کاش تکرار لحظه ها تکرار با تو بودن بود .
ای مادرم ای ناب ترین غزل زندگیم زیبا ترین واژه ها را باید وام گرفت برای توصیف تو ای بهترینم سوگند به آفتاب به مهتاب که از نفسیر کردن دل دریاییت ناتوانم و با واژه های بی تکلف فقط می توانم بگویم خیلی زیاد دوستت دارم مادر عزیزم
کلماتی که بعد از خواندن کلمه ی نورانی مادر به ذهن خطور می کند : مهربان ، سنگ صبورزندگی ، تمام هستی ، خوبیها ، پاکی ها ، و هر چقدر هم بگیم بازم کمه چن تا هم شما یادآوری کنین ....
شکفتن هیچ گلی به زیبایی لبخند مادر نیست .
گریه می کنم تا تو را در اشکهایم ظاهر کنم زود اشکهایم را پاک میکنم تا کسی تو را نبیند .
یکی گفت : عشق به معنای زندگی با شخصی نیست که دوستش دارید بلکه به معنای زندگی با شخصی است که بدون حضورش قادر به ادامه ی حیات نباشید .
شیشه ی پنجره را باران شست ، از دل من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست ؟...
تو مانند مژده ی نو بهاری بودی که در دل من شکوفا شدی دوستت دارم تا قلب آسمانها ...
در آن هنگام که طوفان زندگی مرا در تلاطم های خود به هر سو می کشاند من در فراسوی کوره راه زندگی منتظر فشردن دستان گرم تو بودم .
دوستت دارم ای کسی که دریای رویاهایم در آبی چشمانت خلاصه می شود .
نگاهت را برای فردایم نگه دار که بی نگاهت خواهم مرد .
اگر معلم دینی بودم میگفتم بعد از خدا باید تو را پرستش کرد ، اگر معلم هنر بودم می گفتم هنر زیبایی روی تو خلاصه می شود ، اگر معلم جغرافیا بودم می گفتم خوش آب و هوا ترین نقطه ی زمین در کنار توست اگر معلم زبان بودم می گفتم I Love You
اگر عاشق شدن گناه است دل عاشق شکستن صد گناه است .
در برگ برگ صفحات قاموس بی انتها آن گونه که شایسته ی تو باشد ، گفتم شاید عشق گویا ترین و پر معنا ترین واژه ای باشد که بتواند وسعت بی انتهای وجود تو را بسراید ، بدان که تا نفس در سینه دارم دوستت دارم .
ای عشق من ای بهترینم بر من تکیه بده با این که تو نیستی من برای همیشه با تو خواهم ماند ای باغبان کوچک قلبم بدان که باغ قلب من بدون وجود تو و بدون گرمی دستان مهربان تو خشک و مرده است و این را بدان که هیچ باغبانی توانایی این را ندارد که دوباره آن را زنده کند مگر تو ، پس بیا که انتظار کشت مرا !
آخرین نگاه تو هر شب در دادگاه کشور عشق نشسته است من شاکی ام و ماه قاضی ، ستاره ها عکس می گیرند ، فرشتگان خبرنگارند و می خواهند در قیامت محشر را از مظلومیت من خبردار کنند اشکهایم را شاهد گرفته ام و می خواهم به داغی چشمانم شهادت دهم ، و تو ... ای کاش برگردی و در دادگاه از نگاهت دفاع کنی و از من رضایت بگیری ...
ای سراپا همه خوبی تک و تنها به تو می اندیشم .
شمع دانی که دم مرگ به پروانه چه گفت ؟ گفت : ای عاشق بیچاره فراموش شوی ؛ سوخت پروانه ولی خوب جوابش را داد ، گفت : طولی نکشد تو نیز خاموش شوی !
تو از کدام دنیایی که با بودنت ، کویر خشک وجودم با دیدگان پر راز تو سیراب می شود و قلبم سر شار از مهر و وفای تو به خاطر تو به تپش ادامه می دهد .
ای کاش همچو شبنمی از چشمان زیبایت بر صورت پر رازت جاری می شدم و آن را بوسه باران می کردم .
تو بهاری ! نه بهاران از توست ! از تو می گیرد وام هر بهاری این همه زیبایی را !
بر دنیای تو قدم زنان می روم تو را ماهی نورانی در اوج آسمان نقاشی می کنم و تنها در جاده ای حرکت می کنم که مرا به سوی تو روان سازد ...
تو را آنقدر می خواستم که گل می خواست باران را !
وقتی که تو را دیدم بذر عشق در قلبم کاشته شد با محبت آن را آبیاری کردم و با لطافت آن را نورانی کردم و اینک عشقت در قلبم سر به فلک کشیده و جوانه های خاطره را به میوه های آرزو سپرده من با دستان انتظار میوه هایت را می چینم و لبریز از امید فریاد می کشم تک درخت عشق و امید و آرزوی من با تمام وجود دوستت دارم .
در چشمانت چيست که مرا به سوي خود ميکشد؟ در گرمي دست هايت چيست که دستهايم آنها را ميطلبد ؟ در آينه چشمهايم بنگر چه ميبيني؟ آيا ميبيني که تو را ميبيند؟ صداي طپش قلبم را ميشنوي که فرياد ميزند دوستت دارم دوست ندارم که بگويم دوستت دارم دوست دارم که بداني دوستت دارم
وقتي من ميگم نميخوام تو بموني دل من ميگه به تو بابي زبوني من دوستت دارم ولي بهت نميگم دست سردمو به دست تو نميدم تو اگه با من باشي قلبت ميميره گرمي قلب تورو دستام ميگيره..... چي ميشد اگه تورو زودتر ميديدم حالا مي بينم تورو ولي خيلي ديره.... بين ما يه عالمه راه درازه دل من بايد بااين دوري بسازه
يک پسر کوچک به يک ستاره نگاه کرد و گريه را سر داد :ستاره گفت پسر چرا گريه مي کني؟ :پسر گفت خيلي دور هستي من هرگز قادر نخواهم بود تو را لمس کنم ستاره پاسخ داد پسر اگر من هم اکنون در قلب تو نبودم تو نمي توانستي !مرا ببيني
اگه با تو بودن اشتباهه ، اگه تو رو خواستن اشتباهه ، اگه عاشق تو بودن اشتباهه ،اگه براي تو مردن اشتباهه ،پس تو قشنگترين اشتباه زندگيم هستي
يک دختر اگر 24 ساعت با دوست پسرش صحبت نکنه افسرده ميشه اما يک پسر اگر 24 ساعت با دوست دخترش صحبت نکنه با اون يکي دوست دخترش صحبت ميکنه
سوراخ جورابتیم کوک بزن فنا شیم، چروک لباستیم اتو بزن هلاک شیم.چروك لبتيم، بخند فنا شيم
تو ادم دو رويي هستي يك روت ماهه يك روت گله
من اينجا بس دلم تنگ است و هر سازی که ميبينم بد آهنگ است بيا ره توشه برداريم قدم در راه بی برگشت بگذاريم ببينيم آسمان هرکجا آيا همين رنگ است.
اگر ديدی تو يه اطاقه تاريکی ؟!! ديوارهايه دور و برت قرمزن !! از همه طرف خون ميريزه !! نترس ! تو ، تو قلبه منی
کاش در دنيا 3واژه وجود نداشت:..غرور.....عشق.......دروغ..، که آدم از روی غرور در مورده عشق دروغ بگه.
زندگی مثله رياضی ميمونه .... بياين خوبيها رو جمع .... بديها رو تفريق .... نيکيها رو ضرب .... شاديها رو تقسيم بکنيم
خواستگاري : مادر داماد: ببخشيد كبريت داريد ؟ مادر عروس: براي چي ميخواين ؟ مادر داماد: داماد ميخواد سيگار بكشه. مادر عروس : مگه داماد سيگار ميكشه ؟ مادر داماد: نه، يكم مشروب خورده بعد از مشروب هم سيگار ميچسبه مادر عروس: مشروبم ميخوره ؟؟ مادر داماد: نه، غمار كرد و باخت ناراحت بود يكم مشروب داديم بهش مادر عروس: غمار بازم هست ؟ مادر داماد: دوستش تو زندان يادش داده مادر عروس: زندانم رفته ؟؟؟ مادر داماد : آره زن اولش براي مهريه شكايت كرده بود
آيينه پرسيد که چرا دير کرده است نکند دل ديگري او را سير کرده است خنديدم و گفتم او فقط اسير من است تنها دقايقي چند تأخير کرده است گفتم امروز هوا سرد بوده است شايد موعد قرار تغيير کرده است.. خنديد به سادگيم آيينه و گفت احساس پاک تو را زنجير کرده است گفتم از عشق من چنين سخن مگوي گفت خوابي سالها دير کرده است در آيينه به خود نگاه ميکنم ـ آه! عشق تو عجيب مرا پير کرده است راست گفت آيينه که منتظر نباش او براي هميشه دير کرده است
اشکاتو پاک کن همسفر گاهي بايد بازي رو باخت اما اينو يادت باشه باز مي شه زندگي رو ساخت